محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

313

مجمع الانساب ( فارسى )

آن ولايت را مستخلص گردانيده تا به ابرقوه آمدند و از در رودان و روسنجان مقام كردند به سبب آن كه امرا و اكابر پيش ايشان مىآمدند بعد از دو سه روز خواستند كه به طرف شيراز روند ايلچى از طرف تبريز رسيد كه خاتون امير شيخ حسن كوچك قصد او كرده و او را بقتل آورده چون حال چنين بود [ از ] امراى اردو كس به طلب ايشان فرستاد كه مراجعت نمايند مبادا كه ديگرى قصد اين مملكت كند . مراجعت فرمودند و به طرف تبريز روانه شدند و امرا و نواب كه پيشتر از اين ملازم امير پيرحسين بودند و در شيراز و آن نواحى بودند بازگشتند بيشتر به كرمان پيش امير مبارز الدين محمد مظفر رفتند و بعضى به شيراز روانه شدند . بعد از آن ملك اشرف به تبريز به جاى برادر خود امير شيخ حسن كوچك به پادشاهى بنشست و در خفيه قصد ياغىباستى و خويشان خود كرد و همه را بقتل آورد در سنهء اثنى و ستين و سبع مائه . پادشاه جانى خان از سراى به راه دربند باكو به تبريز آمد و آن مملكت را مستخلص گردانيد و ملك اشرف را بقتل آورد . و هم در آن چند روز پادشاه جانى خان و پسر او در تبريز وفات يافتند و لشكر پادشاه جانى خان بازگشت . امير شيخ حسن بزرگ ، آن مملكت را در تصرف آورد و چون او وفات يافت پسر او - پادشاه اويس - به پادشاهى بنشست و مملكت بغداد و آذربادگان و اربل و موصل و شيروان مستخلص گرداند و سلاطين ميردين مطلع گشتند و با او وصلت ساختند و در شهر سنه بيمار شد وصيت فرمود كه شاهزاده شيخ حسين - خلد ملكه - در تبريز قائم مقام باشد و پسر بزرگتر را شاهزاده شيخ على به حكومت بغداد مقرر گردانيد و وفات يافت . رحمة اللّه . ذكر پادشاهى شاه و شاهزادهء جهان حسين خلد اللّه ملكه اكنون مملكت آذربادگان و كردستان و بغداد و موصل و تبريز و سلطانيه و همدان و لور كوچك « 29 » در تحت تصرف گماشتگان اوست و در شهور سنهء ثلث و

--> ( 29 ) . لرستان يعنى اراضى لر نشين ، مقارن استيلاى مغول به دو قسمت تقسيم مىشد : لر بزرگ و لر كوچك . امروز به جاى لر بزرگ كوهكيلويه و بختيارى قرار دارد و لر كوچك همان است كه حاليه هم آن را لرستان مىگوييم و غرض از اين قسمت اخير كه در آن ايام لر كوچك خوانده مىشده بيشتر ناحيهء فيلى يعنى اطراف خرم‌آباد و اراضى پشتكوه بوده است ( تاريخ مغول ص 442 ) .